مطالب نشریه اقتصاد کشاورزی 24
مصاحبه دكتر مهرابى چهار شنبه 15/2/89 ساعت 9_8:20
1- توسعه چيست و رابطه ى توسعه و كشاورزى را توضيح دهيد؟
توسعه تعريف دقيقى ندارد . توسعه ابعاد مختلفى دارد؛ولى بعد اقتصادى آن براى مردم قابل درك است. به زبان ساده تر توسعه يعنى بهبودزندگى مردم. بخش كشاورزى از طريق غذا و بازار مى تواند كمك كننده باشد. بى توجهى به كشاورزى مى تواند عواقب خيلى بدى داشته باشد.
2- مهمترين عوامل توسعه يافتگى از نظر شما چيست؟
چند عامل با هم رخ داده است. همزمان با رنسانس كشورهاى توسعه يافته ياد گرفتند از منابع خوب استفاده كنند. به علم توجه زيادى داشتند و به سرمايه هايى انسانى توجه داشتند. اما كشورههاى در حال توسعه از منابع به خوبى استفاده نمى كنند و برنامه ريزى مناسبى ندارند.برنامه ريزى بايد منظم و علمى باشد.
3- وضعيت كشاورزى در كشورهاى توسعه يافته را چگونه مى بينيد؟
كشورهااجازه نمى دهند بخش كشاورزى از يك حدى پايين تر بيايد.بخش كشاورزى،بخشى است كه بايد در سياست ها مورد توجه قرار گيرد. امنيت غذايى و استقلال غذايى حائز اهميت است.استقلال غذايى نبايد زير 90-80 درصد بيايد.نمى توان گفت اگر نقش كشاورزى در رشد كم است در توسعه هم كم است.اين ها روى هم رفته كمك مى كند به آينده كشاورزى خوش بين تر باشيم.
4- كشورهاى توسعه يافته چقدر به كشاورزى علمى توجه كرده اند؟
ابعاد مختلفى دارد.بحث هاى مديريتى، تخصيص بهينه منابع، بيوتكنولوژى، اصلاح آبيارى و . . . نقش بسزايى داشته اند. در كشور هاى در حال توسعه نقص در بازاريابى محصول داريم. برنامه ريزى ضعيف در اين مورد كه چگونه ريسك ها را كم كنيم همه ى اين ها بايد علمى باش. آبيارى تحت فشار ،راندمان آبيارى،تغذيه خاك و . . . . ميزان كشاورزى معتقد به علمى به 5 درصد هم نمى رسد. فارغ التحصيلان به اندازه ى كافى توانايى كسب نكرده اند ،چون انگيزه ى كافى ندارند و در بين كشاورزان كارهاى علمى رواج نيافته است. اما كشورهاى توسعه يافته به پژوهش هاى كاربردى و علمى اهميت مى دهند.
5- چرا در كشورهاى در حال توسعه در زمينه ى تحقيقات كاربردى زياد كار نشده است؟
در زمينه ى تحقيقات كاربردى يكى از مشكلات جمع آورى اطلاعات از سطح مزرعه است. سعى بر اين است با ايجاد يك بانك اطلاعاتى قوى بتوان اطلاعات توليد كنندگان ،مصرف كنندگان و . . . را فراهم كرد و شايد بتوان از بچه هاى اقتصاد كشاورزى در اين زمينه به خوبى استفاده كرد.
6- چرا برخى از دانشجويان از رشته اقتصاد كشاورزى بدشان مى آيد؟
از نظر من اين تصور غلطى است . هر كى بدش مى آيد مى تواند اين رشته را انتخاب نكند. يكى از دلايل مى تواند بازار كار باشد و تصور بر اين است كه رشته هاى فنى بازار كار بهترى دارند. افكار عمومى بد است. منزلت هر مكانبه آدم هايى است كه در آن وجود دارند و خود آدمها به آن بهاء مى دهند.اگر خود آدم اهميت ندهد ديگران هم اهميت نمى دهند.
7- آيا تفاوتى بين دانشجويان ليسانس و فوق ليسانس در پايان نامه ها وبازار كار وجود دارد؟
هر دوى اين ها آموزشى هستند و هدف اين است كه ياد بگيرند چگونه مى توانند تحقيق كنند. دانشجو به صورت جزئى وارد بحث پايان نامه مى شود. دانشجويان فوق توانمندى بيشترى دارند وبازار كار به توانمندى اهميت مى دهد.
8- آيا پايان نامه گروهى نتيجه بهترى نسبت به پايان نامه فردى ندارد؟ خير، زيرا فرهنگ پايان نامه گروهى وجود ندارد و باعث اختلاف بين دانشجويان مى شود.
این وبلاگ با هدف کمک و در اختیار گذاشتن آخرین اطلاعات و اخبار و مقالات روز دنیا تشکیل شده البته با یاری شما